ظهر تابستان بود و گرمای دلچسب کوهستان گندم هارا به ملایمت خشک میکرد تا آذوقه من و عزیزانم را در سوز زمستان راتامین کند از بابت آذوقه خیالم راحت بود فقط نگران عزیزم بودم که درتب شدید میسوخت و کاری از دستم بر نمی آمد
و این برایم خیلی سخت بود
تاب نیاوردم رفتم بالینش خواب بود خم شدم گونه های تبدارشو ببوسم
که بیدار شد
عزیزجان ؟خوبی پسرم ؟!
آره خوبم ننه خرمن و جمع کردید؟
فکر خرمن رو نکن خواهر برادرات جمعشون میکنن چیزی نمونده نگرانی ما فقط تویی
تو خوب شو همه ما و زندگی ما خوب میشه
سرشو آروم رو بالش گذاشت آه عمیقی کشید و چشماشو بست
آفتاب داشت تن خستشو بعد از یک روز طولانی تابستان ا به زیر میکشید و میرفت تنی بیاساید برای فردای تاب ستان و من در اندیشه تن تبدار عزیزم
پرده سیاه شب آویخته شد وروستا را در آرامش خود غرق کرد
سکوت شب را ناله ای تب دار میشکست و استخوان مرا
فتیله چراغ پایین بود و مارا به نور اندکی تا سحر گاه مهمان کرده بود
لحافم را کنار بستر عزیز انداخته بودم هر از چند گاهی انگشتانمو لای موهای پر پشتش میبردمو نوازشش میکردم
گفتم هر جور شده فردا میرم برای پدرت سفارش میفرستم تا بیاد
گفت واقعا ؟!
گفتم بله عزیزم
گفت ننه؟!
جانم عزیزم
به پدر میگی موقع اومدن برای من چکمه خروس دار بگیره
بله عزیزم جگر گوشه ام حتما میگم خیالت راحت
بعد از مدتها لبخند بر لبهاش نشست و گلی از گلستان من شکفت هردو خوابیدیم
صبح زود خودمو به گل حسن رسوندم که داشت مسافران شهر رو سوار نیسان میگرد
نامه ای که حاج بینیش نوشته بود رو بهش دادم
سپردم هرجور شده بره گاراژ و به مسافرای رشت بسپاره پدرتونو پیدا کنندو نامه رو بهش بدن و سفارش بیماری شدید عزیز رو برسونن و بگن برگرده
چند روزی گذشته بود عزیز گاهی خوب بود و گاهی بیمار عصر آورده بودمش بیرون کمی حال و هواش عوض بشه
دختر بزرگها به همراه میرزاغا گندم های کوبیده شده رو گونی میزدن دو نفری به خانه میاوردن
با حال نزارش تاب نیاورد بلند شد و اومد میرزاغا رو کنار زد گونی پر گندم رو به دوش کشید و داخل خونه برد
خواهراش چقدر خوشحال شدن و من دویدم بغلش کردم و قربون صدقه مرد خونه رفتم اما ازش خواهش کردم تا خوب شدن کامل دست به محصول و کارهای خونه گاو و گوسفند نزنه تا بسلامتی خوب که شد دو باره بره صحرا داداش کوچکشو هم با خودش ببره
از پدرتون خبری نبود
.
.
.
یل کان(جولانگاه باد)کوهی در روستای آلیله...ما را در سایت یل کان(جولانگاه باد)کوهی در روستای آلیله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 76